سلام به همه دوستای خودم البته فکر نکنم دوستی داشته باشم

حالا...

اونهایی که شعرامو دنبال میکردن از حالا بیان آدرس جدید

http://tan-ha.mihanblog.com

ممنون از همتون

موفق باشید

901

344

2898



تاريخ : ۹۴/۰۵/۰۹ | 5:30 | نویسنده : سوته دل |
همیشه از خودم می پرسم چرا اونایی که دم از رفاقت می زنن
تو لحظه های بی کسی قیدتو راحت می زنن
کاش دوستی آدما مثل دوستی دست و چشم بود
اگه دقت کرده باشید هر عضوی از بدنمون که درد میکنه
این چشمه که گریه می کنه
وقتی چشم گریه می کنه این دسته که بر می گرده و اشک چشمو پاک می کنه
یه روز از پریا پرسیدم
نظرت در مورد عشق چیه به نظرت عشق غم داره یا شادی؟
می دونی چی گفت؟
گفت سوته دل عشق نه غم داره نه شادی عشق فقط انتظاره

من بارها به خودم میگم
تو طلوع یه دوست خوب هیچ وقت غروبی نیست
پس زندگی کن به خاطر کسی که دوسش داری
اما از همه اینا که بگذریم
کاش می شد به زمانی بر می گشتیم که تنها غم زندگیمون
شکستن نوک مدادومن یا ترکیدن بادکنکمون بود
شاید نقاش خوبی نباشم
ولی تمام لحظه های بوی تو بودن رو درد کشیدم
تو نبودی تا ببینی از غم تو چی کشیدم
دیدی تو بازی فوتبال وقتی کسی زمین می خوره
داور سریع می دوه و میاد میگه می تونی ادامه بدی؟
کاش زندگی مثل بازی فوتبال بود

تا زمین می خوردیم یکی میومد و می گفت می تونی ادامه بدی؟
من همیشه نگاه مردم رو حس کردم
همیشه مردم با ساکت نگاه کردنشون بهم می گفتند
خوش به حالش چقد شاده , چقد خندونه
دل مردم چه میدونه که من دنیای دردم
آدم تنها نشه نمیتونه بفهمه درد تنهایی چیه
البته منظورم از تنهایی این نیست که آدما تنهاش بذارن
منظورم از تنهایی از خود دور شدنه .خدا نکنه کسی با خودش تنها باشه
چرا که ذره ذره داغون میشه
همیشه میگن بهترین روزاتو به کسی هدیه کن که تو بدترین روزا کنارت بودن
اما نه تنها تو بدترین روزا کسی کنارم نبوده بلکه اگه بهترین روزی هم داشتم
همونا خرابش کردنحالا فهمیدین چرا آهنگام انقد غم دارن؟



تاريخ : ۹۴/۰۵/۰۶ | 1:15 | نویسنده : سوته دل |
خیلی وقته چشم انتظارتم...

+98

901

344

2898



تاريخ : ۹۴/۰۴/۳۱ | 2:2 | نویسنده : سوته دل |

تو خود عشقی همون چیزی که تویه قلبه منه

همونی که بخاطرش همش داره نبضم میزنه

صبح تا شب کارم هی خودمو تو دلت جا کردنه

من همه ی دنیارو گشتم آخه تا که تورو پیدا کردمت

با اون دوتا چشم سیات اخم نکن بت نمیاد

اینقده خوبی که اصلا بدیات به چشم نمیاد

تا وقتی قلبم بزنه عاشقت هستم یسره

نمیذارم بزنه خیاله رفتن به سرت

خوب بلد بودی خودت رو تو دلم جا کنی

هر وقت هرجور دلت خواست با دلم تا کنی

تو با من یه کاری کردی که به تو وابسته شم

خدا اون روزو نیاره یکی دیگه رو پیدا کنی

 



تاريخ : ۹۴/۰۴/۳۱ | 2:1 | نویسنده : سوته دل |

چه بی احساس رد میشی چه با احساس میخندی
فقط رو زندگی من داری چشماتو میبندی
به تو نزدیکتر میشم تو از من دورتر میشی
دارم دیوونه تر میشم داری مغرورتر میشی
هنوزم پای تو گیرم هنوزم رو تو حساسم
یه کاری با دلم کردی که هیچکیو نمیشناسم
کسی حال ِ منو جز تو نه میدونه نه میپرسه
نرو میترسم از رفتن تو اینجایی دلم قرصه

نیستی ، فدای یه تار موت
به همه میگم یه دوستی ساده بود
برو و باش به فکر حفظ آبروت
ببینم قد من کی تعصب داره روت
از حال ِ خراب این روزا نگم برات
خدایی سفره ی دلو اگر برات
وا کنم میبینی منم بد آوردم
راستش توی نبود تو کم آوردم
ولی تو چقد راحت ولم کردی
بعد تو به هیچکسی دلم گرم نی
با اینکه تو با غرورت لهم کردی
هنوزم دلم میخواد که برگردی

میگفتی که عاشقم بودی نه میخواستی نه میتونی
تو از من رد شدی ساده تو با هیشکی نمیمونی

هنوزم پای تو گیرم هنوزم رو تو حساسم
یه کاری با دلم کردی که هیچکیو نمیشناسم
کسی حال ِ منو جز تو نه میدونه نه میپرسه
نرو میترسم از رفتن تو اینجایی دلم قرصه

ببینم ، راست بگو خدایی
توام دلت راضیه به این جدایی
من که اینروزا انقدر افسردم
که تو هر مدل قرصه بگی دست بردم
نه واسه آرامشم چون باید آماده شم
واسه دوست داشتنی که درگیر تاوانشم
اونم برا کسی که اصن معلوم نی کجاست و منه ساده دنباله آمارشم

من ، چشم از تو برنمیداشتم
هیچوقت هیچی واست کم نمیذاشتم
تو سر تا پا همش ایراد بودی و من روی نقطه ضعفات دست نمیذاشتم

هنوزم پای تو گیرم هنوزم رو تو حساسم
یه کاری با دلم کردی که هیچکیو نمیشناسم
کسی حال ِ منو جز تو نه میدونه نه میپرسه
نرو میترسم از رفتن تو اینجایی دلم قرصه



تاريخ : ۹۴/۰۴/۰۲ | 12:48 | نویسنده : سوته دل |
سلام به همه هوادارن درد کشیده و زخم خورده خودم

خیلی دوست داشتم امسال را با شادی برگردم

اما متاسفانه اصلا نشد

از اینکه نمیدونم چی سر سفره هفت سین بچینم و سالمو با کی تحویل کنم

امیدوارم سال جدید سالی پر از موفقیت و پر از انرژی و پر برکت باشه

چند بیتی را آماده کردم تقدیم به شما دوستای گلم میکنم

__________

سفره ی هفت سین چیدین و یادی ازم نمیکنید

سفیدی موی منم یه سینی از هفت سین بکنید

 

نمیرم با وداع جایی چی به روز من آوردی

شب عید شد ولی اما به هبچ و پوچ من و باختی

 

چه هفت سینی واسم ساحتی چه هفت سینی واسم ساختی

 

عاقد تو دست نگه دار چشم و چراغم وانه

یه روزی عاشقم بود یه بغض توی گلومه

 

عرسی و عذاست اینجاست تو با اونی و من تنها

شهادتین بخون واسم دارم میرم من از دنیا

 

مادر من چه سختی ها کشیده که سن من به مرز بیست رسیده

چه داغی رو قلب و دلش گذاشتی پهنای تیغ شاهرگمو دریده

 

هر چی اومد به سرم اون کافر بی دبن کرد

هر کی من و دید تو رو نفرین کرد

 

هیچ اتیشی نمیتونست اینجور منو بسوزونه

وقتی شبا قامت تو خوراک آغوش اون میشه

_______________



تاريخ : ۹۳/۱۲/۰۷ | 21:12 | نویسنده : سوته دل |
با تو از بهونه های تو دلم حرف می زنم

تو رو با خاطره هام به اوج غصه می برم

 

با تو می گم قصه هامو

ببینی مرگ صدامو


با تو می گم قصه هامو

ببینی مرگ صدامو


با تومن بودمو یک دونه بودم

با تو انگار توی بک خونه بودم


چرا دیونگی کردم با دلم

چی شد اون خاطره های تو دلم



تاريخ : ۹۳/۱۱/۱۹ | 19:47 | نویسنده : سوته دل |