حرف دلم

به یادت بیار..
سکوت و بی کسیمو یادت بیار
اون بغض ِ لعنتیمو یادت بیار
اون گریه زاری هامو یادت بیار..

 

یادت میاد..
میگفتی آسمون اگه زمین بیاد
همیشه عشقمی دوست دارم زیاد
هنوز از این دروغ ِ تو خوشم میاد..

میبخشمت..
به اونکسی که میپرستی میدمت
میرم با اینکه مهربون ندیدمت
با اینکه میکشه منو ندیدنت
میبخشمت..
تورو با بغض و گریه ساده میکنم
تو یادگاریات خلاصه میکنم
میرم که با خیالت عاشقی کنم..

 ♫♫♫

سخته برام
به اونکه با توئه حسادت کنم
به جای خالیه تو عادت کنم
به خاطراتمون خیانت کنم
حرف ِ دلم
با عکس ِ تو یه عمری هق هق شده
با دیدنش دوباره عاشق شده
تمام ِ عمرم این دقایق شده..

میبخشمت..
به اونکسی که میپرستی میدمت
میرم با اینکه مهربون ندیدمت
با اینکه میکشه منو ندیدنت
میبخشمت..
تورو با بغض و گریه ساده میکنم
تو یادگاریات خلاصه میکنم
میرم که با خیالت عاشقی کنم..


93/06/23 ساعت 19:41 توسط سوته دل

فراموشی

الان چندساعته نیستی / الان چند روزه که رفتی
یه عمره ماتِ چشماتم / تو دنبال کی میگشتی
مگه از من بدی دیدی؟ با کی ساختی تو فرداتو
کی شد مهمون آون قلبت؟ گرفت گرمیه دستاتو
به چشمات عادتم دادی دلم لبریزه از رفتن
نگفتی آخرش چی شد نگفتی خیلیا هستن
غریبی میکردی با دنیا از این احساس ترسیدم
میگفتم از چی نالی؟ همش میگفت "بهت میگم"
♫♫♫
هرچی گفتی چَشم.. قبول کردم خب
یهو زد زیرِ همه چی
بعدش شَرٌم شد
درسته همیشه همه جا حرف حرفه تو بود
لااقل خاطره هات یه جا به دردم خورد
وقتی اومدی شبای سَردم مُرد
غم و غصه ها یه جا برگشت خورد
همه چی خوب بود حتی بهونه هات
نگو دیر شده دیگه برگرد خب
فال حافظم راجبِ تو راست میگه
انقدر عجول نباش همه چی دوسال دیگه
درست میشه
هوا خوبه راستی
همون عطریه که میگفتی بوی گلاب میده
راستی...
یکی منو تورو تو خواب دیده
میگفت:دیدم داره همه چی خراب میشه
تعبیرش بد بود که نمیدی جواب دیگه
الان تو بهشته داره گلارو آب میده
♫♫♫
الان چند ماهه که رفتی
الان چندساله که دوری
به کی احساستو دادی؟ تویی که عاشقم بودی
به این روزا امیدی نیست تهش بن بست و آتیشه
همش زیرِ لبم میگم چشاش دنیای کی میشه؟؟
به چشمات عادتم دادی دلم لبریزه از رفتن
نگفتی آخرش چی شد نگفتی خیلیا هستن
غریبی میکردی با دنیا از این احساس ترسیدم
میگفتم از چی نالی؟ همش میگفت "بهت میگم"


93/05/23 ساعت 22:0 توسط سوته دل

هیچ کسی رو ندارم دیگه که باهاش درد و دل کنم جز این صفحه خالی پس اصلا بیخیال ادبیات و مقدمه

هرچی تو دلمه هرجوری که به دهنم اومد میگم

احساس تنهایی نمیکنم...خود واقعیت تنهایی باهامه

من واقعا تنهام

دلم واسه دوستام تنگ شده...خیلی زیاد

اونایی که حتی چندششون میشه اسممو بگن...اونایی که چشم دیدنمو ندارن

دلم واسه زهرا تنگ شده...واسه مهربونیاش...که الان هرجا که هست دیگه کسی به اسم منوچهر یادش نیست

دلم واسه شادی تنگ شده...واسه خل بازیهامون....که الان وقتی حالشو میپرسم میگه به تو چه

دلم واسه سیمین تنگ شده...واسه جنبه ی بی حد و نصابش...که دیگه نمیذاره از حالشم خبردار بشم

دلم واسه بهزاد تنگ شده...واسه خنده های از ته دلش... که چندماهه گم و گور شده

دلم خیلی تنگ شده

واسه همتون ، تک تکتون

نمیدونم چرا دیگه منو نخواستین...نمیدونم چیکار کردم که اینهمه منفور شدم

نمیدونم روزگار چطور گذشت که اینهمه افتادمو نتونستم پاشم

نمیدونم چی به سر غرورم اومد که خودمو میشکنم و حرف دلم و عجزمو اینجا با همه درمیون میذارم

فقط یه چیزی میدونم

که باید حرف دلمو به یکی میگفتم تا نمیرم حتی اگه شده همین صفحه خالی وبلاگم

فکر میکنم اگه پا داشت وبلاگمم ازم فرار میکرد

هرقدرم که نا امیدم

هرقدرم که تنها هستم

هنوز تو گوشه دلم خوشبختی میخوام

هنوز چشمم دنبال یه روزنه نوره

هنوز دوستامو میخوام

هنوز کمی امید

هنوز آدمم

هنوز

...

خدایا خواهش میکنم

نکنه تو هم ولم کردی؟


 

دلم خیلی پره

 

خیلی حرفها واسه گفتن دارم

از نامردی بعضیا....از دلتنگیم واسه بعضیا....از خودخواهیه بعضیا...

ولی اصلا حوصله ندارم

حس و حال نوشتن ندارم

کاش دلم یه فیش یا سوکتی چیزی داشت...یا حداقل بلوتوث گرچه سرعتش کمه تا وصل کنم به دل یکی دیگه بدون اینکه حرف بزنم بفهمه تو دلم چی میگذره چه احساسی دارم

دلم الان به شدت یه مامان بزرگی پدر بزرگی چیزی میخواد تا با این سن و سالم یکی باشه که منو بگیره بغلش شاید بغضم ترکید و خلاص شدم از سنگینی سینم که هرروز با خودم اینورو اونور میبرمش

حس و حال آپ کردن وبلاگ ندارم

حوصله بپر کردن یه لیوان آب از یخچال ندارم

حتی دیگه رمقی واسه جواب دادن به اس ام اس هایی که واسم میاد رو هم ندارم

تنها چیزی که تو زندگیم تشخیص میدم دلتنگیه

دلتنگ آدمایی که حتی یادشونم نمیاد گاهی که منم هستم

دلتنگ آدمایی که خودشون دلتنگ کسای دیگه ای هستن

دلتنگ آدمایی که برای ول کردنم حتی دیگه بهانه هم ندارن...فقط بی هیچ دلیلی ول میکنن

چقدر راحت مگه نه؟ نه قانونی هست نه چیز دیگه ای که جلوشونو بگیره

فقط یه چیز کوچولو تو وجودشون به اسم وجدان که فهمیدیم همونی نیست که شاعرامون تو کتاباشون گفتن

کاملا احساس میکنم که پیر شدم

یه پیر بی تجربه

ولی خسته...دلم خسته...احساساتم خسته..مغزم خسته

فقط میخوام یجا دراز بکشم و به هیچی فکر نکنم..هیچ احساسی نداشته باشم...تکون نخورم

به طور خلاصه میخوام وقتی زندم بمیرم

خیلی دلم میخواست یبارم اینجارو واسه یه چیز خوبی آپ کنم... با یه حس خوب آپ کنم

ولی خوب نشد دیگه

خوب بخوابین!


93/05/17 ساعت 15:31 توسط سوته دل

بی خیالم

روزگارو میبینی تو آسمونا دنبالم بودی / تو زیر زمینا پیدام کردی

سیگار میکشی هه دستت نسوزه…

چه سر و وضعیه پیش کیا بودی / شدی مثل هرزه های خیابونی

تویی که همش دم از نجابت میزدی / الان چته بگو واسه چی داغونی

منکه آرومت میکردم حتی اسمسی / چیه شدی یه آدم استرسی

یکم حرف بزن با اونم میری جایی / هنوزم حسادت میکنی به عشق کسی

شاید دل منه داره اشتباه میکنه / حتما این یکی هم دوست اجتماعیتونه

میگفت یچیزی متن نیست دیگه این وسطا / حرفای تئاتره میزد هه چه غلطا

میگفت یه مدته کلاس بازیگری میرم / مارو نباید ببینن باهم این طرفا

اینارو دیدم بازم به روم نیاوردم / حالا برگشتی که چی راستی این طرفا

نگو از رفتن منکه دوستت داشتم / نگو نگو منی که با غمت ساختم

نگو نگو این چیزا تقصیر تو نیست / پس کجا بودی روزایی که کمت داشتم

بگو چرا باهام انقده سردی / چرا فکر میکردم یروز بر میگردی

گفتم پشیمون میشی اما درست نشدی / هنوز تو خیالم ول میگردی

تو رو به راهی منم عصبی تر شدم / نمیشه با تو یه عوضی سر کنمو

همه عمرمو زمین خوردم / دیگه نمیخوام کنارت روزامو سر کنمو

من هنوز با عکسات صرفم میشه / تورو بغل میگیرم وقتی سردم میشه

چین و چروکای صورتمو ببین / داد نزن چون منم پر دردم دیگه

ببین حالا هردومون روشن کردیم / تو رنگ موهاتو من سیگار بعدی

من به این شرایطم عادت داشتم / حالا ازم ساختی یه بیمار محضی

میدونی تو این روزا تو دلم خیلی حرف گمه / تو بردی جوونیمو قمار کردی

راستی هنوز دل توام برف بازی میخواد / منکه سوختم اینجا از گرمای زیاد

داغ آتیش عشقت هنوز خاموش نشده / امیدوارم گذشتشو فراموش نکنه

بی خیالم مثل لحظه های نابت / بهم حق بده دیگه نباشم به یادت

تو هم خواهشا اسم منو نیار جایی / قفل آسمونا نباش ما اهل همین جاییم

به من فکر نون چرا ناراحتی ببین / هر وقت دلت تنگ شد پای ماهوارتون بشین


93/04/24 ساعت 15:30 توسط سوته دل

متاسفم برات ای دل ساده

 

به ابدیت قسم، به بود و نبود قسم، به تمام کائنات قسم من اینگونه نیستم، من بی تفاوت نیستم، من بددل نیستم، من خائن نیستم، من هیچی نیستم.... من فقط احمق ساده دلی هستم که دل باخته ام، دل باخته به تمام بهانه های زندگیم. و چه خشنودم امروز از این دلباختگی ها، از این بهانه ها و من زنده ام به این بهانه ها، به همه خوب هایم. و مغرورم امروز به آفرینشم، به اینکه او مرا آفرید و در سینه ام نهاد دلی برای دوست داشتن همه بهانه هایم. گهگاه دلم می گیرد از بهانه ها، از نرسیدن ها، از همه خوب هایم. و باز لحظه فرصت دیگری است برای به خاک سپردن همه دل گرفتگی ها و دل سپردن دوباره به همه بهانه ها.
بهانه ها اگر گهگاه دلگیرند و من تلاش به فراموش کردنشان دارم ولی انگار لحظه ها به قصد وصل می آیند نه فصل.... و من حاضرم تمام ابدیتم را بدهم تا لحظه ماندنی شود!!! باور کن
چه سرنوشت خوبی.......

 

می رقصم در باد، موهایم را به دست باد می سپارم و همچنین تمام غصه هایم را، موهایم را برای نوازش و غصه هایم را برای بردن.

 

دروغ می گویم که حالم خوب است، دلم گرفته، دلم عجیب گرفته، چراغ های روشن مرا مدهوش خود می کنند و وقتی می رسم می بینم سرابی بیش نیست. شاید من کند راه می روم، شاید هم چراغ ها هوس آزار دل مرا دارند. و چه خوشحالم برای چراغ هایی که مرا به حرکت وا می دارند، و چه متأسف برای دل بی کس و سادم.....
متأسفم برات ای دل ساده.....

 

برای داشتن تو چه راه دوری رفتم
دلم می خواد بدونی راهو چه جوری رفتم


93/03/16 ساعت 22:51 توسط سوته دل

درد نبودنت

آره درد داره موقعی که 

میدونی هنوزم دوستم داری اما نباید به روی خودت بیاری

موقعی که میخوای اونی باشی که من میخوام اما نمیشی

موقعی که یاد کارام میفتی و یه لبخند میاد گوشه ی لبت و بعدش ها ها گریه میکنی

موقعی که هستم قدرمو نمیدونی اما وقتی میرم 

تاریخ تولدم یا پلاک ماشینم میشه پسورد گوشیت یا پسورد زندگیت

آره درد داره موقعی که دلت یه چی میگه و عقلت یه چیز دیگه

موقعی که میدونی کلی خاطر خواه دارم اما دلم پیش یه بی معرفتی مثل تو گیره

موقعی که نمیدونی کجام و چطور میگذرونم آره بد درد داره

بد تر اینکه ناراحتی و دلت یه عالمه گریه میخواد اما میبینی نیستم

که بغلت کنم و بگم آروم باش قربونت برم گریه نکن

یا وقتی که بهت زنگ نمیزنم اما با شنیدن صدای زنگ گوشیت نفست بند میاد

وقتی بهم نیاز داری ولی نیستم بد درد داره

آره درد داره

وقتی یهو احساس میکنی اسمتو صدا کردم اما متوجه میشی فقط خیال بوده

یا وقتی داری تو خیابون راه میری میبینی همه دست عشقشونو گرفتن اما تو ....هـــــی

میدونم گفتن این حرفا برا تو که میشنوی خیلی سنگینه

اما بد درد داره اگه نگم که تو نبودت اصلا ناراحت نیستم

راستی امروز هم گذشت ها بدون تو یه درد دیگه به دردای دیگه ام اضافه شد

اما میدونی چی برات ارزو کردم این که همیشه خوش باشی و منو اصلا یادت نیاد

اما اگه هنوزم دوستم داری یه چیزو ازم یادگاری ببر برا خودت به دردت میخوره

اینکه اگه کسی اومد تو زندگیت اونی باش که اون میخواد نه بخاطر اینکه قدرتشو بهت نشون بده

بلکه بدونی براش مقدسی که حتی دوست نداری کسی بهت نگاه کنه

راستی حالا و بگو نبودنم تو زندگیم درد داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که عاشقتم مواظب خودت باش...


93/03/04 ساعت 23:1 توسط سوته دل

ته ته دلم

خیلی از انسانها زندگی نمیکنند بلکه تنها " محکومند " به گذراندن تلخ ترین لحظات به نام " زندگی " و تلخ تر از همه اینه که مجبور باشی نقاب خنده به صورتت بزنی تا دیگران در مورد این جور قضاوت کنند: خدارو شکر که زندگیش بر وفق مرادش میگذره ..... و بی خبر از ته دل آدم هستن


93/03/03 ساعت 20:45 توسط سوته دل